الشيخ علي اكبر النهاوندي

40

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

فرمود : آرى ! قسم به آن‌كه مرا به پيغمبرى مبعوث فرموده ، ايشان به نور او استضائه كنند و به ولايت او منتفع شوند ؛ مثل انتفاع مردم به آفتاب ، هرچند كه ابر ، آن را بالا گيرد . اى جابر ! اين از اسرار مكنونهء الهى است ، پس آن‌را پنهان دار مگر از كسى كه اهل آن باشد . « 1 » اين ناچيز گويد : نقل اين خبر با اين‌كه در بساط اوّل ذكر شده ، براى اين است كه بناى اين عجالت بر بيان نكت و دقايق است ، نه بر نقل اخبار محض . بنابراين توطئه براى جواب از دو اشكال است كه در مقام استدلال اماميّه به آن‌ها بر اين اخبار عاميّه متطرّق مىشود . اشكال اوّل : بعضى از اين اخبار كه از طرق عامّه ، در تعيين آن بزرگوار وارد شده ، صراحت در مدّعا دارد و با دعواى اثنا عشريّه مطابق است ؛ مثل خبر مذكور . امّا بعضى ديگر از آن‌ها چندان وضوحى بر مدّعاى آن‌ها ندارد ، چنان‌چه بر ناظر بر آن‌ها مخفى نيست ، پس تمسّك به آن‌ها در قبال خصم نشايد . جواب : ما مسلّم داريم كه بعضى از آن‌ها در مدّعى ما صراحت ندارند و لكن مضمون آن جز با مذهب اماميّهء اثنا عشريّه مطابق نمىشود ، لذا ضررى در داخل نمودن آن‌ها در سلك اخبار منصوصه ندارد و لا محاله مؤيّد و مقوّى آن‌ها خواهد بود . اگرچه در اين مقام براى ما كمتر از آن كافى است . زيرا براى خصم چاره‌اى از قبول كردن خبر معتبر در نزد خودشان نيست كه معارضى ندارد . چه جاى آن‌كه علاوه‌بر نداشتن معارضى ، به اخبار متواترهء از طرق اماميّه مؤيّدند ، بلكه در صورت معارضه نيز مقدّم باشد ، چون مضمون آن متّفق عليه باشد كه لا محاله در وقت مخاصمه مرجع متّفق عليه است و خبرى كه خصم به نقل آن منفرد باشد ، در آن مقام نمىتوان بيرون آورد و مستند قرار داد ، زيرا آن در نزد طرف مقابلش حجّت نيست با آن‌كه به حمد اللّه و المنّه در اين مقام معارضه بالكلّيه ، مفقود است . اشكال دوّم : شما طايفهء اماميّه بعضى از آن اخبار واردهء در طرق عامّه را از كتب

--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 253 ؛ كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 53 .